<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>رویکردی نو بر آموزش کودکان</title>
    <link>https://journal.iocv.ir/</link>
    <description>رویکردی نو بر آموزش کودکان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی و طبقه‌بندی عناصر اثرگذار بر پرورش دانش‌آموزان پژوهنده در مدارس ابتدائی</title>
      <link>https://journal.iocv.ir/article_242003.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پرورش دانش‌آموزان پژوهنده در مدارس ابتدایی به عنوان یک راهبرد آموزشی کلیدی، نقش مهمی در تقویت تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارت‌های حل مسئله دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه‌بندی عناصر اثرگذار بر پرورش دانش‌آموزان پژوهنده در مدارس ابتدایی و تعیین روابط ساختاری بین این عوامل انجام شده است.روش پژوهش : این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) و به روش اکتشافی انجام شده است. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 خبره و تحلیل مضمون به روش اتریود-استرلینگ، عناصر اثرگذار شناسایی شدند. در مرحله کمی، با به کارگیری روش مدلسازی ساختاری تفسیری و نظرسنجی از 15 متخصص، روابط و سطح‌بندی عوامل تعیین گردیدیافته ‌ها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون فراگیر شامل سواد و شایستگی‌های پایه (دانش و مهارت)، عوامل درونی دانش‌آموز (نگرش و ویژگی فردی)، عوامل پشتیبانی و بسترسازی (ویژگی حمایتی) و عوامل آموزشی-تربیتی (روش تدریس، مشارکت‌محوری و مسأله‌محوری) شد. سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، این عوامل در پنج سطح دسته‌بندی شدند که نشان می‌دهد &amp;amp;laquo;روش‌های تدریس&amp;amp;raquo; در پایین‌ترین سطح (اثرگذارترین) و &amp;amp;laquo;دانش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ویژگی‌های حمایتی&amp;amp;raquo; در بالاترین سطح (اثرپذیرترین) قرار دارندنتیجه‌ گیری: نتایج نشان می‌دهد که برای پرورش دانش‌آموزان پژوهنده، باید به عواملی همچون روش‌های تدریس فعال، مشارکت گروهی و مسأله‌محوری به عنوان عوامل زیربنایی توجه کرد. همچنین حمایت همه‌جانبه مدیران و فراهم‌آوری بسترهای لازم، از جمله عوامل کلیدی در موفقیت این رویکرد است. این پژوهش چارچوبی ساختاریافته برای برنامه‌ریزی و اجرای اثربخش برنامه‌های پژوهش‌محور در مدارس ابتدایی ارائه می‌دهد</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی شناخت بر عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه با انگیزه پیشرفت پایین</title>
      <link>https://journal.iocv.ir/article_242008.html</link>
      <description>مشکل بی انگیزگی در بین دانش آموزان مسئله ای است که امروزه در همه جای دنیا وجود دارد و کسانی که در حوزه آموزشی مشغول به کار هستند سعی در یافتن راه حل برای آن دارند. از نشانه های بی انگیزگی در دانش آموزان می توان به ناتمام گذاشتن کارها، امتناع از انجام تکالیف، تلاش نکردن برای حل مشکلات، دشواری در تصمیم گیری، انتظار کمک دیگران، بی توجهی و اضطراب و بهانه های فراوان برای انجام ندادن کارها اشاره کرد. عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در این دانش‌آموزان پایین است؛ اما سوال اینجاست که آیا آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی شناخت می‌تواند بر عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه با انگیزه پیشرفت پایین تاثیرگذار باشد. این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی شناخت بر عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه با انگیزه پیشرفت پایین انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم ناحیه چهاردهم استان تهران بود که در سال تحصیلی 1403 مشغول به تحصیل بودند. نمونه آماری پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه ناحیه چهاردهم استان تهران با انگیزه پیشرفت پایین بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه‌های پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه عملکرد تحصیلی تیلور و فام(1990)، پرسشنامه فرم کوتاه بهزیستی روانشناختی ریف و سینگر (2019)، پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو(2023) و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس(1977). نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش نشان داد رویکردِ آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی شناخت بر هر سه مولفه‌ی عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش‌آموزان با انگیزه پیشرفت پایین تاثیرگذار هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثربخشی برنامه بازی‌های آموزشی ساختاریافته بر مؤلفه‌های خلاقیت کودکان &amp;rlm;پیش‌دبستانی شهر تهران</title>
      <link>https://journal.iocv.ir/article_247408.html</link>
      <description>زمینه و هدف: دوره پیش دبستانی یکی از مهمترین و حساس ترین مراحل رشد خلاقیت کودک به شمار می آید و بازی های اموزشی &amp;amp;rlm;ساختاریافته می توانند نقش موثری در پرورش مهارت های شناختی و خلاقیت آنان ایفا کنند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی &amp;amp;rlm;برنامه بازی‌های آموزشی ساختاریافته بر مؤلفه‌های خلاقیت کودکان &amp;amp;rlm;پیش‌دبستانی شهر تهران انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع &amp;amp;rlm;نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان پیش‌دبستانی منطقه &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;10 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که با استعلام از اداره آموزش و پرورش منطقه، تعداد آنها 1620 نفر براورد شد. نمونه &amp;amp;rlm;پژوهش شامل 60 کودک بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتاسازی بر اساس ویژگی های نمرات اولیه خلاقیت، &amp;amp;rlm;در دو گروه آزمایش و کنترل(هر گروه 30 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه بازی های اموزشی ساختاریافته شرکت کرد، اما گروه &amp;amp;rlm;کنترل آموزش های معمول را دریافت نمود. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد خلاقیت تورنس (1998) گرداوری شد. برای تجزیه و &amp;amp;rlm;تحلیل داده‌های بدست آمده در سطح آمار توصیفی از میانگین، فراوانی، درصد فراوانی و انحراف معیار و در بخش تحلیل آمار استنباطی با &amp;amp;rlm;استفاده از آزمون‌های کولموگروف اسمیرنف و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها : یافته های حاصل از تحلیل کواریانس نشان داد که &amp;amp;rlm;برنامه بازی‌های آموزشی ساختاریافته پس از کنترل اثر پیش‌آزمون، تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت کودکان پیش‌دبستانی و مؤلفه‌های &amp;amp;rlm;آن شامل ابتکار، سیالی، انعطاف‌پذیری و بسط ذهنی داشت (001/0&amp;amp;gt;&amp;amp;rlm;P&amp;amp;rlm;). همچنین اندازه اثرهای به‌دست‌آمده نشان‌دهنده شدت مطلوب &amp;amp;rlm;تأثیر مداخله بر رشد خلاقیت کودکان بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که مداخله مبتنی بر بازی های ساختارمند صرفا جنبه &amp;amp;rlm;سرگرم کننده برای کودکان پیش دبستانی &amp;amp;rlm;ندار د؛ بلکه از طریق اجرای این بازی های ساختارمند از طریق تحریک فرایندهای &amp;amp;rlm;شناختی، اجتماعی و هیجانی چنین محیط &amp;amp;rlm;رشدی برای ابعاد متفاوتی از خلاقیت فراهم کرده است. بازی‌های ساختاریافته با تهیه شرایط &amp;amp;rlm;مسئله‌محور، فراهم کردن موضع &amp;amp;rlm;خطا و آزمون، تعامل با همسالان، بازی نقش، تصمیم‌گیری و تولید پاسخ‌های مختلف، کودک را بر اقدام با &amp;amp;rlm;استفاده از روش‌های &amp;amp;rlm;متعدد تفکر ترغیب می‌کند. &amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط حساسیت پردازش حسی با فرزند پروری</title>
      <link>https://journal.iocv.ir/article_242007.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف ﺑﺮرﺳﯽ ارتباط فرزند پروری با حساسیت پردازش حسی انجام شد.مواد و روش: مطالعه حاضر یک پژوهش مروری نظام‌مند است که در آن مقالات نمایه شده در پایگاه‌های اطلاعاتی انگلیسی نظیر Scopus, ScienceDirect،PubMed،Scholar و پایگاه اطلاعاتی علمی جهاد دانشگاهی (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) و گوگل Scholar در بازه زمانی 2013 تا 2023 مورد جستجو قرار گرفتند. جستجو با استفاده از کلیدواژه‌های Sensory processing، Parenting styles انجام شد. در پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی کلیدواژه‌های پردازش حسی، سبک‌های فرزند پروری جستجو شدند. 1119 مقاله یافت شد که با توجه به معیارهای ورود و خروج نه مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شدند.یافته‌ها: پس از بررسی کامل متن نه مقاله منتخب، نتایج آن‌ها در جدول 1 به‌صورت جزئی و در قسمت بحث به‌طور کامل تشریح شدند.نتیجه‌گیری: بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت حساسیت پردازش حسی و سبک‌های فرزند پروری با یکدیگر ارتباط دوسویه دارند؛ حساسیت پردازش حسی نه‌تنها با سبک‌های فرزند پروری مستبدانه و سهل گیرانه مرتبط بود بلکه والدینی که به‌طور اجتنابی وابسته هستند ممکن است به دلیل سطح حساسیت حسی، سبک‌های فرزند پروری مستبدانه‌یا سهل‌گیرانه‌تری از خود نشان دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اعتباربخشی مولفه ها و شاخص های برنامه درسی مهارت کار تیمی به منظور آموزش دانشجویان پرستاری کودکان</title>
      <link>https://journal.iocv.ir/article_246780.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مراقبت از کودک نیازمند داشتن انواع مهارت ها نظیر مهارت های ارتباطی، همدلی، کار تیمی و ... است از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباربخشی مولفه ها و شاخص های برنامه درسی مهارت کارتیمی به منظور آموزش دانشجویان پرستاری کودکان انجام پذیرفت. روش پژوهش : پژوهش پیش رو ترکیبی بوده ( کیفی از نوع تحلیل مضمون و کمی از نوع پیمایشی ) بدین صورت که ابتدا از طریق فیش برداری متون و مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12 نفر( 6 متخصص برنامه درسی و 6 مدرس پرستاری) که به روش هدفمند ملاکی نمونه گیری شده بودند مولفه ها یا عناصر و شاخص های برنامه درسی شناسایی و سپس از طریق توزیع پرسشنامه بین 121 نفر( 44 متخصص برنامه درسی و 77 مدرس پرستاری که مورد سرشماری قرار گرفتند ) مورد اعتباربخشی قرار گرفت. لازم به ذکر است که روایی پرسشنامه از طریق سنجش خبرگان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ( بیش از 92 /. ) مشخص شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی ( جداول، نمودار و ... )و آمار استنباطی( تحلیل عامل تاییدی ) استفاده شد. یافته ها: در پایان یافته های پژوهش نشان داد که از 79 شاخص بدست آمده مربوط به مولفه یا عناصر اهداف، محتوا، روش های یاددهی-یادگیری و ارزشیابی 62 شاخص در الگوی مذکور مورد تایید قرار گرفته بنابراین الگوی تهیه شده می تواند در پرورش مهارت کار تیمی دانشجویان پرستاری کودکان نقش بسزایی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی بر کمال‌گرایی، عزت‌نفس و ترس از ارزیابی منفی در دانش‌آموزان دختر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی</title>
      <link>https://journal.iocv.ir/article_247208.html</link>
      <description>زمینه و هدف: درمان شناختی رفتاری گروهی (CBGT) روشی مؤثر برای کاهش اضطراب نوجوانان است که با اصلاح افکار و رفتارهای اجتنابی، سلامت روان دانش‌آموزان را بهبود می‌بخشد. در ایران نیز به دلیل فشارهای اجتماعی و تحصیلی دختران نوجوان، استفاده از این مداخله برای کاهش کمال‌گرایی، تقویت عزت‌نفس و ترس از ارزیابی منفی اهمیت زیادی دارد. این مطالعه به دنبال ارزیابی کارآمدی درمان شناختی - رفتاری گروهی (CBGT) در تعدیل کمال‌گرایی، ارتقای عزت‌نفس و کاهش ترس از ارزیابی منفی در دانش‌آموزان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی بود.روش پژوهش: طرح پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر مقطع اول متوسطه در ارومیه (سال ۱۴۰۳) بود که نشانه‌های اضطراب اجتماعی داشتند. نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد و ۴۰ نفر انتخاب گردیدند؛ این افراد سپس به‌صورت تصادفی در دو گروه ۲۰ نفری (آزمایش و کنترل) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت مداخلات CBGT قرار گرفت، اما گروه کنترل هیچ‌گونه درمانی دریافت نکرد. ابزارهای سنجش شامل پرسش‌نامه‌های کمال‌گرایی نجاریان و همکاران (۱۳۷۸)، عزت‌نفس کوپر اسمیت (۱۹۶۷)، ترس از ارزیابی منفی واتسون و فرند (۱۹۶۹) و اضطراب اجتماعی جرابک (۱۹۹۶) بودند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) پردازش شدند.یافته‌ها: تحلیل‌ها حاکی از وجود تفاوت معنادار بین نمرات پس‌آزمون دو گروه در متغیرهای مورد بررسی بود. نتایج نشان داد که اجرای پروتکل CBGT منجر به کاهش چشمگیر کمال‌گرایی و ترس از ارزیابی منفی، و هم‌زمان افزایش سطح عزت‌نفس در شرکت‌کنندگان گروه آزمایش شده است.نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، درمان شناختی - رفتاری گروهی رویکردی مؤثر برای بهبود وضعیت روان‌شناختی دانش‌آموزان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی محسوب می‌شود و می‌تواند در کاهش کمال‌گرایی و ترس از قضاوت دیگران و همچنین تقویت عزت‌نفس آن‌ها کاربرد داشته باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
